خرید بک لینک



نمیذارم بگن ... به خاطر اون هم که شده نمیذارم :)


ربات.

برچسب: نمیذارم, نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

ته این قصه هر چی هم که باشه

هر اتفاقی هم که بیوفته

چشمامو میبندم و میگم

وای ... یه داستان فوق العاده دارم برای تعریف کردن !


...


ربات.

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

یادمه حتی به اونی که تو فکر میکردی عاشقشم گفته بودم که

چقدر دوستت دارم و چقدر عاشقتم .. هممم...... ♥



ربات.//

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

من همیشه عاشق پاییز بودم عاشق حس اولین ها .. از اولین روز به دنیا آمدنم بگیر تا اولین حس عالی از ته دلی :) من همیشه عاشق پاییز بودم عاشق باران هایش عاشق هوای سردش در زیر نور آفتاب .. ! عاشق حس سرماخوردگی ها .. عاشق وقت آزاد بیشتر ! عاشق زود شب

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

+دوستش داری ؟

-آره زیاد ..

+چرا ؟ اون که خیلی بداخلاقه ..

-دقیقا واسه اینکه اینقدر با من مهربونه و با شما اونطوری .. عاشقشم :)


ربات.//

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

. به امید آن روز، که هیچگاه احساس شکست ما را از ادامه دادن این زندگی باز نمیدارد و ترس از نرسیدن ما را دل سرد و بی حرکت نمی سازد به امید آن روز که آنقدر هم دل و هم راز بوده باشیم تا پشیمان از گفته هایمان در لاک تنهایی خود فرو نرویم. . ! به امید آن رو

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

من به کسی وابسته نیستم

همیشه هم مستقل زندگی کردم

تو خرج کردن ها و پول درآوردن هامم همیشه تنها بودم

همیشه تنها تصمیم گرفتم

تنها غصه خوردم

اما تو رو هم تنهایی دوست دارم

دیوانه وار

بی تکرار

همیشگی

عشق من رو منکر میشی

من بازم با اصرار دوستت دارم

آخه نمیشه ... نمیشه عاشق تو نشد


یه سوال:

میشه دلیل زندگی قشنگ من بشی ؟؟؟؟


ربات.//

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

باران شدیدی میبارد من پاهایم را مچاله کردم .. روی تختم نشسته ام چشمانم بسته گذشته را مرور میکنم گاهی رعد و برق میزند و همه چیز از سرم میپرد اما دوباره همه چیز را کنار هم میذارم مهره ها را میچینم هر چقدر حساب کتاب میکنم باز هم من باید برنده میشد

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

چشمانم پر شده از خستگی

سردرد دارم

نیم نگاهی به کتری روی گاز میاندازم...

به جوش آمده...و برای خودش سوت میزند

و نیست کسی که این وضعیت را بهم بزند

من بودم هاااا

اما تمام من شدی تو

حالا این جسم خسته. .. این آهن تکه فقط خواب میخواهد

بی حس و بی حرکت

تا ابد


ربات.



برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11


دیدی چطور شد؟

تو ماندی و من حال در راه قله ام

این قانون طبیعت بود

زدی...باید میخوردی....

این انتقام نبود

من هم خودخواه و مغرور نبودم

همه درد این ضربه از خود تو بود

وای وای...

:)



ربات.

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

صفحه بندی